بایگانی

Archive for the ‘هنری’ Category

فیلمی از اولین دیدار سایه(هوشنگ ابتهاج) با محمدرضا لطفی در غربت

این دیدار که به سال‌های آغازین دهه‌ی ۱۹۹۰ در شهر کلن آلمان برمی‌گردد، اولین دیدار این دو هنرمند بزرگ در غربت است. ارتباط نزدیک و صمیمانه‌ی میان «سایه» و «لطفی» که در این ویدیو به خوبی نمایان است، اگرچه بر اثر اعوجاجات و تغیرات فکری و رفتاری محمدرضا لطفی با نقدهای شاعرانه و تلخ سایه نیز همراه بود، اما هرگز از صمیمیت و مهر خالی نشد. محمدرضا لطفی سایه را «آقا» صدا می‌زد. بزرگ‌تر خویش می‌دانست و متقابلن سایه نیز ارج و جایگاه به‌سزا و بلند موسیقایی لطفی را به خوبی می‌شناخت. آن زمان که لطفی با زخمه‌ها و لحظه‌های هنری‌اش جان و روان اهل هنر را می‌نواخت در وصف‌اش می‌سرود؛

«پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم
که زبانی چو بیان تو ندارد سخنم

ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست
تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم

صبر کن ای دل غمدیده که چون پیر حزین
عاقبت مژده ی نصرت رسد از پیرهنم

چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم

همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
آه از این باد بلاخیز که زد در چمنم

شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
کی بود باز که شوری به جهان در فکنم

نی جدا زان لب و دندان جه نوایی دارد؟
من ز بی همنفسی ناله به دل می شکنم

بی تو آری غزل «سایه» ندارد «لطفی»
باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم»

و آن هنگام که لطفی ساز بی‌لطفی به خویش می‌نواخت برایش می‌سرود؛

«خدای را که چو یاران نیمه راه مرو
تو نور دیده‏ ی مایی به هر نگاه مرو

تو را که چون جگر غنچه جان گل رنگ است
به جمع جامه سپیدان دل سیاه مرو

به زیر خرقه ‏ی رنگین چه دام ‏ها دارند
تو مرغ زیرکی ای جان به خانقاه مرو

مرید پیر دل خویش باش ای درویش
وز او به بندگی هیچ پادشاه مرو

مباد کز در میخانه روی برتابی
تو تاب توبه نداری به اشتباه مرو

چو راست کرد تو را گوش‏مال پنجه‏ ی عشق
به زخمه‏ ای که غمت می‏زند ز راه مرو

هنر به دست تو زد بوسه ، قدر خود بشناس
به دست بوسی این بندگان جاه مرو

گناه عقده اشکم به گردن غم تست
به خون گوشه نشینان بی گناه مرو

چراغ روشن شب‏ های روزگار تویی
مرو ز آینه‏ ی چشم سایه ، آه مرو»
(azizi61.wordpress.com/2011/01/13/sher010/)

در روزهای نخستین فقدان «محمدرضا لطفی» -آن یل بی‌خلل تار- با همه تلخی‌هایی که در واپسین سال‌های زندگی‌اش بر کام اهل هنر گذاشت، این ویدئو را با دوستانی که ندیده‌اند به اشتراک می‌گذاریم.


***
منبع: https://azizi61.wordpress.com

دلنوشته‌ای کوتاه برای یل خودویرانگر «تار» ایران

محمدرضا لطفی (۱۳۲۵ - ۱۳۹۳)

محمدرضا لطفی
(۱۳۲۵ – ۱۳۹۳)

زخمه‌های بی‌مانند و آبشار کلمات جاری در نوای ساز «محمدرضا لطفی» چنان جاودانه بوده است که خامه‌ی قلم را میانه‌ی آن نیست به وصف شکوهش کمر کلام گیرد. با این‌همه، چند سالی بود که لطفی تمام شده بود. سال‌های کم لطفی «لطفی» به چهره‌ها و چکیده‌های موسیقی این سرزمین را(بی ‌آن‌که هم‌نشینی‌اش با برخی اربابان روسیاه‌تر قدرت را فرا یاد آریم) بیش از همه سال‌های بی‌لطفی «لطفی» به خویش می‌توان دانست. شوربختی را که دست ما از قامت مرگ و طغیان روزگار بر روزهای لطفی کوتاه بود که این سال‌های تنک‌مایگی را بر گرده‌ی عمر تیزپایش هموار نخواهیم؛ چه اراده‌ی طبیعت و قطعیت مرگ قدرت‌مندتر از خواست‌های انسان است.
سوگ نوای جاودانه‌ی ردیف‌دان بزرگ، نوازنده‌ی پرشور و هنرمند کم‌مانند از آن روی دردناک است که سال‌های واپسین عمر پایان گرفته‌اش شبیه‌ترین صورت به آن شعر تلخ ِ بامداد شاعر بود که سرود:

«هرگز کسی این‌گونه فجیع به کشتن خود برنخاست
که من به زندگی نشستم.»

یادش گرامی و نواهای ماندگارش جاودانه باد

ــــــــ
یاسر عزیزی
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۳

انیمیشنی به مناسبت ۱ می – el Empleo

آوریل 30, 2014 بیان دیدگاه

انیمیشنی به مناسبت ۱ می – روز جهانی گارگر – که به خوبی سلسله مراتب ستم اجتماعی را در عصر حاضر به نمایش می‌گذارد.

 


***

کارگردان: Santiago Bou Grasso
منبع: https://azizi61.wordpress.com

در این حصار بشکن – تقدیم به میرحسین عزیز

آوریل 30, 2014 بیان دیدگاه

این‌روزها هنوز نام تو لرزه بر اندام نااستوار دیکتاتور می‌اندازد. نام تو دال شناور عصیان است، رمز مقاومت و صبوری
زنده باشی تو که راز مقاومت و صبوری را یک‌جا می‌دانی

***
شعر: محمدرضا شفیعی کدکنی
آواز: همایون شجریان

 

 

منبع: https://azizi61.wordpress.com

مثنوی مرثیه؛ شعر و صدای هوشنگ ابتهاج(ه.ا.سایه) برای احسان طبری

آوریل 29, 2014 بیان دیدگاه

 مثنوی مرثیه را امیرهوشنگ ابتهاج(ه.ا.سایه) به سال ۱۳۶۸ به مناسبت درگذشت احسان طبری سرود. این سروده در زمان سروده شدن چاپ نشد و تنها به صورت دست نویس و تایپ شده بین مردم دست به دست گشت. بعدها قسمت‌هایی از آن در قالب مثنوی بلندی از سایه منتشر شد. «مثنوی مرثیه» از جهت وسعت نظر و نگاه مثبت و در عین حال همه‌جانبه‌نگری که دارد شایان توجه بسیاری است چه واقعیتی را که در سال‌های زندان و شکنجه بر زنده‌یاد «احسان طبری» رفته بود را در کنار مواجهه‌ای منطقی با آن زمینه‌ی تاریخی قرار داده است تا مضمونی ناهمزمان با آن شوربختی و مناسب با چنین وقایعی در طول زمان آفریده باشد. ۹ اردیبهشت سال روز درگذشت احسان طبری است. این مرثیه را بدین مناسبت با دوستان در میان می‌گذاریم.

– بخش اول این ویدیو به خواندن «نیایش» و در ادامه «مرثیه‌»ی مورد اشاره اختصاص داده شده است.

 

منبع:  https://azizi61.wordpress.com